صفحه اصلی | تیر ۱۳۸۶ »

اردیبهشت ۱۳۸۶ آرشیو

۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۶

من و من

خداحافظ همين حالا همين حالا كه من تنهام خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شدن چشمام خداحافظ كمي غمگين به ياد اون همه ترديد به ياد آسموني كه منو از چشم تو مي ديد اگه گفتم خداحافظ نه اينكه رفتنت ساده س نه اينكه مي شه باور كرد دوباره آخر جاده س خداحافظ واسه اينكه نبندي دل به رؤيا ها بدوني بي تو و با تو همين رسم اين دنيا خداحافظ خداحافظ همين حالا خداحافظ………

من و من

خداحافظ همين حالا همين حالا كه من تنهام خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شدن چشمام خداحافظ كمي غمگين به ياد اون همه ترديد به ياد آسموني كه منو از چشم تو مي ديد اگه گفتم خداحافظ نه اينكه رفتنت ساده س نه اينكه مي شه باور كرد دوباره آخر جاده س خداحافظ واسه اينكه نبندي دل به رؤيا ها بدوني بي تو و با تو همين رسم اين دنيا خداحافظ خداحافظ همين حالا خداحافظ………

۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶

روزگار رو ببین !!

باید چه می کردم واقعا ؟؟ با زندگیش بازی می کردم ؟ باید حقیقت و ناگفته ها رو می گفتم ؟؟ من بدم ؟؟ اشتباه کردم ؟؟ نه درست رفتار کردم ..... من یه فرشته هستم که مثل من دیگه تو این دنیا پیدا نمی شه ....!! من موجودی لطیفم که با یه دروغ و نمی دانم ساده ..... تکلیف رو از خودم دور کردم ؟؟؟ اگه می گفتم حیوان بودم یا حالا که لال شدم ؟؟ دوراهیه عجیبیه !! بگم .... تصورات نامردی و انتقام و پشیمانی ... حالا که نگفتم پس پاگذاشتم روی همه زندگیم که تا اینجا نیست و نابود شده .... بخاطر حرف و حدیث های افرادی مثل اون و ترس های محبت گون فرد ضعیفی مثل من ...... بخاطر بچه بازی کسی که خودش رو پدری دلسوز تصور می کرد ..... هی هی ... کینه عجب کلمه پرمفهومیه .... چطور برای خودم معناش کنم و با تمام وجودم فریادش بزنم ؟؟ خدا خودش ... خودش ... بزرگه .... می دونه که بندش چی فکر می کنه و خودش منو منو منو به من برسونه .... فال گرفتم ، این اومد : سحر با باد می‌گفتم حديث آرزومندی ----- خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کليد گنج مقصود است ----- بدين راه و روش می‌رو که با دلدار پيوندی قلم را آن زبان نبود که سر عشق گويد باز ---- ورای حد تقرير است شرح آرزومندی الا ای يوسف مصری که کردت سلطنت مغرور ---- پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی جهان پير رعنا را ترحم در جبلت نيست ----- ز مهر او چه می‌پرسی در او همت چه می‌بندی همايی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی ---- دريغ آن سايه همت که بر نااهل افکندی در اين بازار اگر سوديست با درويش خرسند است ---- خدايا منعمم گردان به درويشی و خرسندی به شعر حافظ شيراز می‌رقصند و می‌نازند ---- سيه چشمان کشميری و ترکان سمرقندی

درباره اردیبهشت ۱۳۸۶

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به روح خاموش در اردیبهشت ۱۳۸۶ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو بعدی تیر 1386 است

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید