آخ، پانزده شهریور ۸۶

امروز خیلی غصه خوردم .... مثل همیشه هم تنهام .... تقصیر از خودمه نه کس دیگه ...کاش می شد بمیرم ... من خیلی غصه و درد تو دلمه ...
« تیر ۱۳۸۶ | صفحه اصلی | مهر ۱۳۸۶ »

امروز خیلی غصه خوردم .... مثل همیشه هم تنهام .... تقصیر از خودمه نه کس دیگه ...کاش می شد بمیرم ... من خیلی غصه و درد تو دلمه ...

به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نیست می دونم خودم این و از تو خواستم
به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو بخدا گفتم به سختی
من اگر دوست نداشتم پای غمهات نمی موندم
واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم
داری آب میشی می میری این و از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خداشد
از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمی مونی من تنها رو دعا کن
خاطراتم و نگه دار اما دستام و رها کن
دست تو اول عشق بسپارش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه می کرد
-------------------------
کی باورش می شد چنین سرنوشتی رو ؟؟؟