« اندوه دوباره | صفحه اصلی | سپردم به خودش »

آخ، پانزده شهریور ۸۶

امروز خیلی غصه خوردم .... مثل همیشه هم تنهام .... تقصیر از خودمه نه کس دیگه ...کاش می شد بمیرم ... من خیلی غصه و درد تو دلمه ...

نظرات (1)

سلام.سلام به كبوتر تنهاي كه بر فراز بلندي آسمان نشسته است و با صداي بلند مي گويد:I love you
تو را دوست دارم نه با هوس
پرنده را دوست دارم نه در قفس
تو را دوست دارم تا آخرين نفس

چرا بايد از هم دور باشيم مگر عشق به معني آهن روبا نيست
بيا به طرف من بقيه

ارسال نظر

درباره

این صفحه حاوی یک یادداشت می باشد که در تاریخ 15 شهریور 1386 11:01 قֽظֽ ارسال شده است .

ارسال قبلی تحت عنوان اندوه دوباره بوده است

ارسال بعدی تحت عنوان سپردم به خودش است

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید