« دی ۱۳۸۶ | صفحه اصلی | اسفند ۱۳۸۶ »

بهمن ۱۳۸۶ آرشیو

۲ بهمن ۱۳۸۶

یه شب زمستون

نگرانم ، نگران ... از روزگار و آینده به خاطر اشک های پنهانی در کنج یک حرم ..... پاسخ دادن ساده نیست ، همیشه آینده برای من رنگ زیبائی داره ، همیشه امیدوارم و روزگار هم نامردی نمی کنه و منو مثل نوک یک سرو کنار جاده که با باد زمستانی تکون می خوره به این سو و آن سو می بره ... همیشه گفتم با این وضعیتی که دارم محکوم به موفقیت و تلاش هستم ، همیشه تلاش کردم ... زیادددد اما اگه نشده با من نیست ، دست بر نمی دارم و فراموش هم نمی کنم ! فکرم این روز ها خیلی مشغوله بیشتر از همیشه ؟؟؟ یاد شب ها و روز های دفتر ... یاد تیر ماه .... یاد شادی ها و غم ها ، حرفها و محبت ها و بعضا بی انصافی ها !! نمی تونم از خودم دورشون کنم ...دیگه نمی خوام کسی یا چیزی رو به حریم خودم راه بدم ، یه جورائی تنها شدم یادش بخیر قبلا همیشه اسم کامنت های من تنها بود حالا هم همین شده ... همه هستند اما نیستند ! یه بوم و دو هوا ... آیا راه نجات در آینده ست ؟؟ بعد از هر سختی آسانی است اما نه اون آسونی که ما تفسیر می کنیم ، این به من یکی ثابت شد !

۱۷ بهمن ۱۳۸۶

من و ماه مهر یگانه

از من جدا مشو که توام نور ديده‌ای ....................آرام جان و مونس قلب رميده‌ای از دامن تو دست ندارند عاشقان ....................پيراهن صبوری ايشان دريده‌ای از چشم بخت خويش مبادت گزند از آنک ....................در دلبری به غايت خوبی رسيده‌ای منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان ....................معذور دارمت که تو او را نديده‌ای آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا ....................بيش از گليم خويش مگر پا کشيده‌ای ** دارم یاد می گیرم که باید قدر لحظات رو بدونم و درست فکر کنم .... مهران

۲۵ بهمن ۱۳۸۶

نوسان عشق

والنتاین


چه سخت است در میان جمع بودن اما در گوشه ای تنها نشستن .....

امسال اولین سال والنتاین واقعا زیبا و آرامش بخش من بود با وجود اینکه نوعی تنهایی و دوری رو هم در کنارش حس می کنم ... این حس زیبا رو با هدیه ای هر چند کوچک یا هر چند بزرگ ! به من داده شد ... عزیزم ممنونم

عشق همانقدر بی ارزش و مسخره است که نبودنش باعث مرگه !!! چاره و نجات من در زندگیم فقط همینه .... نقاط مثبت و منفی فقط بازیچه هستند .... ای دل اگه عاشقی در پی دلدار باش ... شاید دیگه تنهایی معنی نداشته باشه ....

 پادشاه عاشق ها می گه :

 

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من

سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می وری بی من مرو ای جا جان بی تن مرو

وز چشم من بیرون مشو ای شعله ی تابان من

هفت آسمان را بر درم وز هفت دریا بگذرم

چون دلبرانه بنگری در جان سر گردان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم

ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی پا و سر کردی مرا بی خوا ب و خور کردی مرا

سر مست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم

ای هست تو پنهان شده در هستی ه پنهان من

گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو

ای شاخ ها آبست توای باغ بی پایان من

یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی

پیش چراغم میکشی تا وا شود چشمان من

ای جان پیش از جان ها وی کان پیش از کان ها

ای آن پیش از آن ها ای آن من ای آن من

منزلگه ما خاک نی گر تن برزد باک نی

اندیشه ام افلاک نی ای وصل تو کیهان من

مر اهل کشتی را لحد در بحر باشد تا ابد

در آب حیوان مرگ کوای بحر من عمان من

ای بوی تو د رآه من ای آه تو همراه من

بر بوی شاهنشاه من شد رنگ و بو حیران من

جانم چو ذره در هوا چون شد زهر ثقلی جدا

بی تو چرا باشد چرا ای اصل چار ارکان من

ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من

ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من

 

درباره بهمن ۱۳۸۶

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به روح خاموش در بهمن ۱۳۸۶ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی دی 1386 می باشد

آرشیو بعدی اسفند 1386 است

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید