« یه شب زمستون | صفحه اصلی | نوسان عشق »

من و ماه مهر یگانه

از من جدا مشو که توام نور ديده‌ای ....................آرام جان و مونس قلب رميده‌ای از دامن تو دست ندارند عاشقان ....................پيراهن صبوری ايشان دريده‌ای از چشم بخت خويش مبادت گزند از آنک ....................در دلبری به غايت خوبی رسيده‌ای منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان ....................معذور دارمت که تو او را نديده‌ای آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا ....................بيش از گليم خويش مگر پا کشيده‌ای ** دارم یاد می گیرم که باید قدر لحظات رو بدونم و درست فکر کنم .... مهران

نظرات (4)

The difference between what we do and what we are capable of doing would suffice to solve most of the world's problems.
google xoo heart rate phentrimine [url]http://amaryl.977mb.com/vasotec/30/index.html[/url] [url]http://roland.325mb.com/psychic/64/index.html[/url] [url=http://physician.fr33webhost.com/headset/17/index.html]barn oak flooring[/url] [url=http://physician.fr33webhost.com/headset/65/index.html]ccs university[/url] http://school.xoompages.com/amicta/37/sitemap.xml http://amaryl.977mb.com/vasotec/57/sitemap.xml

...:

میان یافتن و دریافتن فاصله ای است...

mahtab:

cheghadr aali..........ei kash hamamoon yad begirim

پیمان:

واقعا باید درست فکر کرد
ای ولا
با رییس که تو داری حتما همین طور وگرنه دقمی کردی تا حالا

ارسال نظر

درباره

این صفحه حاوی یک یادداشت می باشد که در تاریخ 17 بهمن 1386 11:01 قֽظֽ ارسال شده است .

ارسال قبلی تحت عنوان یه شب زمستون بوده است

ارسال بعدی تحت عنوان نوسان عشق است

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید