« من با تو خوشم | صفحه اصلی | فال گرفتم ... »

تا تقدیر چی باشه ؟

صبح زود ، پارک ، پیر ، چند تا جوون با لباس ورزشی ، چند نفرم با عصا نشسته کنار آب حرف می زنن .... اما خنده ای نمی بینی ... تا می خوام رد بشم حسابی نگاه می کنن مثل اینکه کار خطائی انجام دادم ، وقتی بهشون می رسم گوشی رو از گوشم در می یارم ، احساس می کنم اونها پذیرش چنین مسئله ای رو ندارن ! برای همینه اینطوری نگام می کنن ( نگاه عاقل اندر سفیه !!!! ) خنکی دلچسبی می زنه به صورتم اما کمی نگرانم مثل همیشه که تو هر لذتی بالاخره باید نگران یه چیزی باشم ، نگرانم سرما نخورم .... دوباره شروع می کنم به دویدن ، راستش این کار حس خوبی به من میده ... وقتی بر می گردم فکر می کنم یه کار مثبتی انجام دادم ... آخه همه کارهام عادی و یکنواخت شدن !! صبح ساعت 8 دفتر ، کارهای روزمره .... شب هم اگه با بچه ها برنامه ای باشه وگر نه خونه و خواب !!! بعضی شبها 10:30 خوابم ... خودم روز بعدش باور نمی کنم اینقدر زود خوابیم ... البته از بقیه در این رابطه چیزی نمی پرسم ولی خودشون بارها و بدون مقدمه می گن که زندگی اونها هم همینطور شده .... عجب !!! زندگی همش به این شکله ؟؟ شور و هیجان نیست ؟؟ یا اینکه من و حداقل اطرافیانم از اون محروم هستیم ؟؟ فکر هم نکنم قضیه ربطی به مسائل مالی و اینجور چیزا داشته باشه ،بعضی ها رو می بینم که با حداقل امکانات خوش هستن و امیدوارم که اینطور هم بمونن ... به هر حال پیاده روی و دویدن صبح تونسته روحیه منو کمی عوض کنه ... تو دویدن کمتر می شه فکر کرد ولی با این حال می شه !!!! البته اگه صدای موسیقی کم باشه بهتره .... گفتم موسیقی !!! این شعر و آهنگ با صدای حسین بختیاری و سروده فروغ عجب تاثیری رو من می گذاره !! ... شاید 100 بار گوش کنم و خسته نشم ... این هم جزئی از برنامه صبح های منه ... اینه نشونه پیریه زود رسه ؟؟ یا افسردگی یا امید ؟؟؟ تا تقدیر چی باشه ....

نگاه كن كه غم درون ديده ام

چگونه قطره قطره آب مي شود

چگونه سايه سياه سركشم

اسير دست آفتاب مي شود

نگاه كن

تمام هستيم خراب مي شود

شراره اي مرا به كام مي كشد

مرا به اوج مي برد

مرا به دام ميكشد

نگاه كن

تمام آسمان من

پر از شهاب مي شود

تو آمدي ز دورها و دورها

ز سرزمين عطر ها و نورها

نشانده اي مرا كنون به زورقي

ز عاجها ز ابرها بلورها

مرا ببر اميد دلنواز من

ببر شهر شعر ها و شورها

به راه پر ستاره ه مي كشاني ام

فراتر از ستاره مي نشاني ام

نگاه كن

من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چين بركه هاي شب شدم

چه دور بود پيش از اين زمين ما

به اين كبود غرفه هاي آسمان

كنون به گوش من دوباره مي رسد

صداي تو

صداي بال برفي فرشتگان

نگاه كن كه من كجا رسيده ام

به كهكشان به بيكران به جاودان

كنون كه آمديم تا به اوجها

مرا بشوي با شراب موجها

مرا بپيچ در حرير بوسه ات

مرا بخواه در شبان دير پا

مرا دگر رها مكن

مرا از اين ستاره ها جدا مكن

نگاه كن كه موم شب براه ما

چگونه قطره قطره آب ميشود

صراحي سياه ديدگان من

به لالاي گرم تو

لبالب از شراب خواب مي شود

به روي گاهواره هاي شعر من

نگاه كن

تو ميدمي و آفتاب مي شود

نظرات (5)

...:

ظاهرا همه خواننده های بلاگت خیلی با دقت هستند.این متن دقیقا متن چند سال پیش . جدید نیست.... امیدوارم شنیدن این آهنگ هر بار یادت بندازه که چی بود و چی شد...البته یادآور خیلی چیزها اینقدر زیاد هست که نیازی به آهنگ هم نباشه....و ای کاش می شد فقط خوبی ها را به یاد آورد...ای کاش بزرگی یه اشتباه اینقدر نبود که همه چیز را زیر سوال ببره...

Negaah:

be oo agar baavar dashte bashim, ham emrooz va ham emshab aaraamesh fara miresad, toraa va maraa

Negaah:

be oo agar baavar dashte bashim, ham emrooz va ham emshab aaraamesh fara miresad, toraa va maraa

laleh:

salam,khobi,malome ke khobi...........vaghan az in neveshtat lezat bordam,aval inke fahmidam varzeshkari..dovom daghighan 5 sale pishe khodam ba in ahang va in labe ab davidane sate8 ,hich vaght on roza yadam nemire,,,,,,,,damet garm emroz khili hal kardam

liushka:

vayyyyyy midooni mano bordi kojaa dadash jan, davidane sobha , kenare abb ,sat 7 sobh ,khodaya cheghadr hamechi zood migzare

درباره

این صفحه حاوی یک یادداشت می باشد که در تاریخ 11 فروردین 1387 5:20 قֽظֽ ارسال شده است .

ارسال قبلی تحت عنوان من با تو خوشم بوده است

ارسال بعدی تحت عنوان فال گرفتم ... است

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید