بودنش بسه

بزار خيال کنم هنوز ترانه هامو ميشنوي
هنوز هوامو داري و هنوز صدامو ميشنوي
بزار خيال کنم هنوز يه لحظه از نيازتم
اگه تموم قصه مون هنوز ترانه سازتم
بزار خيال کنم هنوز پر از تب و تاب مني
روزا به فکر ديدنم شبا پر از خواب مني
بزار خيال کنم توو دلتنگي ات غروب که ميشه ياد من ميوفتي
تويي که قصه ي طلوع عشق و گفتي و دوست دارم و نگفتي
بزار خيال کنم منم اون که دلت تنگ براش
اوني که وقتي تنهايي پر ميشي از خاطرهاش
اون که هنوز دوسش داري اون که هنوز هم نفس
بزار خيال کنم منم اوني که بودنش بسه
دوباره فال حافظ و دوباره توي فالمي
بزار خيال کنم بزار اگر چه بي خيالمي
بزار خيال کنم توو دلتنگي ات غروب که ميشه ياد من ميوفتي
تويي که قصه ي طلوع عشق و گفتي و دوست دارم و نگفتي
....