می نویسم !

دارم یواش یواش سعی می کنم به محیطی وارد بشم که یه عمر فکر می کردم موفقیت من در اونه !.... البته تا حالا هم همینطور بوده ، ولی سخته ... با گذشت مدتی کوتاه از ورود من به این خاک پیشرفتم خوب بود ، باورم نمی شد ! ولی خوب من همیشه ادم وابشته به خانوادم و دوستام بودم و این کمی شرایط رو برام سخت کرد ... در گذشته چیرهایی اتفاق افتادن که بعضا توصیف اونها واقعا زجر اوره و روحم رو ازار می ده ولی بازهم روزگاره دیگه ... بدی این وضعیت اینه که هر ثانیه یه فکر تو کله ادم چرخ می زنه که فلان کار درست بود و فلان غلط !!؟؟؟ هیچ کسی دوست نداره که براش بد مقدر بشه و من هم از این قاعده مستثنی نیستم .... دیدگاهها متفاوته و ایده ال ها ....