« !دستهای تو سرده | صفحه اصلی | سی و سه تا مهر »

مهر ماه


آدمی گفت به كعبه : تو از خاكی ، من از خاك چرا بايد به دور تو بگردم؟

پاسخ آمد: تو با پا آمدی بايد بگردی، برو با دل بيا تا من بگردم ...


نظرات (2)

ممنونم . قشنگ بود

به نام آنکه دستان غبار گرفته ی تنهایی ام را با ترنم سبزینه های عشق طراوت بخشید و بر هستی ام آذین دیگری نگارید. سلامی به اندازه 4 سال دوری .... روز اول با کیمیاگر اومد ..... خوشحال میشم در سرزمین گرم ما قدم بگذاری ....

ارسال نظر

اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.

درباره

این صفحه حاوی یک یادداشت می باشد که در تاریخ 1 مهر 1388 7:52 قֽظֽ ارسال شده است .

ارسال قبلی تحت عنوان !دستهای تو سرده بوده است

ارسال بعدی تحت عنوان سی و سه تا مهر است

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید