روحش شاد

پدر دوست عزیزم لیلا فوت شده،
خیلی ناراحتم کرده این قضیه، خدا رحمتش کنه، مرد آقایی بود...
خدا به لیلا و خانوادش صبر بده...
روحش شاد...
پدر عزیزه و داغش توصیف نشدنی حالا من هر چی بگم....
« تیر ۱۳۸۹ | صفحه اصلی | شهریور ۱۳۸۹ »

پدر دوست عزیزم لیلا فوت شده،
خیلی ناراحتم کرده این قضیه، خدا رحمتش کنه، مرد آقایی بود...
خدا به لیلا و خانوادش صبر بده...
روحش شاد...
پدر عزیزه و داغش توصیف نشدنی حالا من هر چی بگم....

امروز با عزیزی حرف می زدم، می گفت که منو دیده به قول خودش با نیش باز و لپ گل انداخته و نتیجه گرفته بود که من شادم و خوشحال و هیچ غمی ندارم!!
ای کاش همیشه برای همه آدم ها خنده نشانه خوشحالی و شادی بود... ولی به نظر من خیلی ها هستند که بیرون میگن و می خندن اما کسی از درونشون خبر نداره که چه ناراحتی هایی دارن...
روی ظاهر افراد نباید قضاوت کرد، همه برای خودشون یه درد هایی دارن، نمی شه گفت هیچ کس هیچ غمی نداره!
یاد یه ضرب المثل هم افتادم راستش رو بخواهید:
بیرونش مردم رو کشته و درونش خودش رو
---
نمیدانم از کجای این راه جا ماندم
یا که از کدام نقطه پر کشیدم
نمیدانم کجایم
پیش میروم اگر چه روبرویم ناپیداست
این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به روح خاموش در مرداد ۱۳۸۹ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.
آرشیو قبلی تیر 1389 می باشد
آرشیو بعدی شهریور 1389 است
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید